لغت نامه دهخدا
( عط-ران ) عط-ران. [ ع ِ ] ( اِخ ) از اعلام است. ( از منتهی الارب ).، عطران. [ ] ( اِ ) به سریانی قطران است. ( فهرست مخزن الادویه ).
( عط-ران ) عط-ران. [ ع ِ ] ( اِخ ) از اعلام است. ( از منتهی الارب ).، عطران. [ ] ( اِ ) به سریانی قطران است. ( فهرست مخزن الادویه ).
💡 با صد شکوه و طنطنه بر آن سپه زد یکتنه اسب عقابش زیر ران چون باد صرصر آمده
💡 تیغزن خاوری رخش فلک زیر ران گم کند از بیم جان جادهٔ باختر
💡 مرا هرچند رانی دیگر آیم اگر از پا در آیم از سر آیم
💡 نشست از بر بادپایی چو دیو برافشارد ران و برآمد غریو
💡 در رهت خاکم از سر فاقه گه فرس ران بر آن و گه ناقه
💡 کشیدی زیر ران او صهیلی که رفتی هر طرف اضعاف میلی