عشوه خیز

لغت نامه دهخدا

عشوه خیز. [ ع ِش ْ وَ / وِ ]( نف مرکب ) عشوه خیزنده. فریب ده. پرفریب:
عیب جز این نیستمان که ما نه چو ایشان
بدکنش و عشوه خیز و زشت مقالیم.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) فریبکار.

فرهنگ فارسی

عشوه خیزنده فریب ده

ویکی واژه

فریبکار.

جمله سازی با عشوه خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش تو سرو و لاله را جلوهٔ نازکی رسد خیز و به عشوه حلقه کن بر گل تر کلاله را

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز