عشق داشتن
مترادفها
دوست داشتن، عاشق بودن، محبت کردن
متضادها
متنفر بودن، دشمنی کردن
لغت نامه دهخدا
عشق داشتن. [ ع ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مشتاق بودن. بسیار دوست داشتن. عاشق بودن. صورت خوب و خوشگل دوست داشتن. ( ناظم الاطباء ). عشق ورزیدن.بسیار دوست داشتن. ( فرهنگ فارسی معین ):
بنال سعدی اگر عشق دوستان داری
که هیچ بلبل ازین ناله در قفس نکند.سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) عشق ورزیدن بسیار دوست داشتن.
جمله سازی با عشق داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تجربه انواع روانگردانها، داشتن موی بلند، جمعهای قبیله مانند، شعار برای صلح، ستایش از دنیای عشق و آزادی، پرورش گل، موسیقی سبک اسید راک و راک و… از جمله فعالیتهای این گروه بود که مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
💡 عشق گفتا ای گرانجان سبکسر لب ببند من توانم از میان این پرده را بر داشتن