لغت نامه دهخدا
عالی مرد. [ م َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) طالب مولی که دنیا و عقبی را در خیال هم نیارد. ( آنندراج ).
عالی مرد. [ م َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) طالب مولی که دنیا و عقبی را در خیال هم نیارد. ( آنندراج ).
( صفت ) ۱ - طالب مولی که دنیا و عقبی را در خیال هم نیارد. ۲ - آنکه به مرحله اعلای بشریت برسد زبرمرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوید اولسوگا، مجری تاریخ و تلویزیون، اظهار داشت: «این مجسمه باید زودتر از آن برداشته میشد، مجسمهها میگویند او مرد بزرگی بود که کارهایی عالی انجام داد و این حقیقت ندارد، او [کالستون] یک تاجر برده و قاتل بود.» شهردار بریستول، وجود مجسمه تاجر برده را «توهین» به مردم شهر دانست و گفت که از سرنگونی آن احساس تاسف نمیکند.