لغت نامه دهخدا
ظرفش لبریز شدن. [ ظَ ف َ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمرش به سر رسیدن. پیمانه اش پر شدن. || طاقت و شکیب او به پایان رسیدن. طاقتش طاق شدن.
ظرفش لبریز شدن. [ ظَ ف َ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمرش به سر رسیدن. پیمانه اش پر شدن. || طاقت و شکیب او به پایان رسیدن. طاقتش طاق شدن.
عمرش بسر رسیدن. پیمانه اش پر شدن. یا طاقت و شکیب او بپایان رسیدن طاقتش طاق شدن.
💡 در ۳ مه در حین تظاهرات هفتگی در مرز غزه، دو سرباز اسرائیلی در اثر حمله یک تکتیرانداز غزه ای که به ادعای ارتش اسرائیل، وابسته به جهاد اسلامی فلسطین بود، زخمی شدند. در مقابل، نیروی هوایی اسرائیل به یک موضع حماس در نزدیکی همانجا حمله کرد و باعث تشدید درگیری و مرگ ۴ و زخمی شدن ۶۰ فلسطینی شد. به نوشته نیویورک تایمز، حمله به سربازان اسرائیلی، نشان دهندهٔ لبریز شدن صبر مردم غزه در اثر محاصره اقتصادی است.
💡 بانگچاله نوعی آبگیر جریان است که در پایین یک آبشار تشکیل میشود. در سال ۲۰۰۰ میلادی، مابین (Mabin) مشخص کرد که «فاصله افقی بین محل لبریز شدن آب و بانگچاله نباید بیشتر از حدود ۲۵ درصد ارتفاع آبشار باشد». انواع و روشهای مختلفی برای طبقهبندی آبشارها وجود دارد. برخی از پژوهشگران تندآب را به عنوان زیرمجموعهای از آبشار گنجاندهاند. اینکه واقعاً چه چیزی یک آبشار را تشکیل میدهد همچنان مورد بحث است.