طلایه کردن

مترادف‌ها

پیشگامی کردن، پیشرو بودن، کاوش کردن، جستجو کردن

لغت نامه دهخدا

طلایه کردن. [ طَ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشقراولی کردن:
طلایه بر سپه روز کرد لشکر شب
ز راست فرقد و شِعری ̍ ز چپ سهیل یمن.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پیشقراولی کردن جلو داری کردن.

جمله سازی با طلایه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کتاب «مردم نگاری آموزش» فاضلی نیز در انجمن مطالعات درسی ایران، معرفی و نقد شد. زهرا نیکنام، این کتاب را طلایه دار اتخاذ رویکرد فرهنگی به مسایل آموزش و پرورش می‌داند. از نظر نیکنام، ویژگی برجسته کتاب در بکارگیری این نگاه فرهنگی در همه فصول و طرح نمونه‌های علمی برای آن رویکرد نظری است. او این کار را با نگارش متنی روان، پرکشش و خوش خوان انجام می‌دهد. علاوه بر این، راز برجستگی تحلیل‌های کتاب، استدلال کردن براساس زمینه‌های تاریخی و فرهنگی ایران معاصر است؛ بنابراین، گویا فاضلی، اندوخته تجارب معلمان ایران معاصر را پردازش و تصویر پردازی کرده است. همچنین، نیکنام بکارگیری روش خود مردم نگاری و تکیه بر تجربه زیسته را دلیل جذابیت این کتاب می‌داند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران