طغرل شدن

لغت نامه دهخدا

طغرل شدن. [ طُ رِ / رُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مردن سلاطین جغتائی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مردن سلاطین جغاتئی

جمله سازی با طغرل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این زمان در اثر قحطی و آشفتگی امور مملکت، شرایط زندگی یرای عامه مردم سخت شده بود و محمدشاه برای حل این مشکلات و خارج شدن از زیر سلطه و نفوذ غزان ابتدا به بم رفت و سپس از اشخاصی همچون طغرل سوم، سلطان سلجوقی عراق، تکش، سلطان خوارزمشاهیان و شهاب‌الدین، سلطان غوریان، طلب کمک کرد؛ اما به نتیجه نرسید. شبانکاره‌ای می‌گوید:

💡 پس از برگزیدن ری به عنوان پایتخت، طغرل به همراه لشکرش عازم قزوین شد. مردمان قزوین در برابر ورود او به شهر پایداری کردند، که در نتیجه، طغرل آنان را آماج حمله قرار داد و پس از کشته و اسیر شدن تعدادی از مردمان شهر، دوراندیشان شهر که از سرانجام ورود طغرل به شهر و تبعات آن از جمله غارت و تاراج اموال مردم، در هراس بودند، از درگیری مردم با سپاه طغرل جلوگیری به عمل آوردند و با پرداخت مبلغی بالغ بر هشتاد هزار درهم به طغرل، نسبت به او اظهار اطاعت کرده و حکمران آن شهر نیز به اطاعت از طغرل گردن نهاد.