طاوس لو

لغت نامه دهخدا

طاوس لو. [ وو ] ( اِخ ) دهی از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه. در 12هزارگزی جنوب ترکمان و 10هزارگزی شوسه تبریز به میانه. کوهستانی. معتدل. با 160 تن سکنه. آب آن از چشمه محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 و 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه.

جمله سازی با طاوس لو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوم محنت بال طاوسان بختم کنده بود مرغ دولت چون برون آورد پر باز آمدم

💡 ابن طاوس عليه الرحمه گفته است كه در ركعتاول قل هو الله احد و در ركعت دوم انا انزلناه بخوان.

💡 درحديث ديگر منقول است كه طاوس يمانى بخدمت حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام )آمد حضرت از او پرسيدند كه توئى طاوس ‍ گفت بلى حضرت فرمود كه طاوس مرغشومى است كه بساحت هيچ گروهى داخل نمى شود مگر آنكه آواره ميكند ايشان را.

💡 فاخته و عندلیب طوطی و طاوس و زاغ بهر تماشا به باغ بر سر دیوار شد

💡 فرش بوقلمون همی گسترد طاوس بهار وز سحاب اندر هوا پر غراب انداخته

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز