ضرورت عام

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ضرورت عام، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای امتناع و استحاله انفکاک محمول (اعم از ایجابی و سلبی) از موضوع است.
ضرورت از مواد قضایاست و دو معنا دارد: معنای عام و معنای خاص. ضرورت به معنای عام عبارت است از: امتناع و استحاله انفکاک محمول (اعم از ایجابی و سلبی) از موضوع که اگر نسبت به ایجاب لحاظ شود (یعنی ضرورت وجود محمول برای موضوع)، «وجوب» گفته می شود که همان ضرورت به معنای خاص است، و اگر نسبت به سلب لحاظ شود «امتناع» گفته می شود؛ پس وجوب و امتناع در ضرورت به معنای عام (که شامل سلب و ایجاب است) مشترک اند. برخی از منطقیان درباره ضرورت آورده اند: «نسبت محمول به موضوع، یعنی ماده هر قضیه یا ضرورت است یا عدم ضرورت و بدین ترتیب هر قضیه ای یا ضروری است یا غیر ضروری، و آنکه ضروری است یا ضروری الوجود است که در این صورت واجب است، یا ضروری العدم که در این صورت ممتنع است، البته واجب و ممتنع با اینکه در معنای ضرورت اتفاق دارند، بینشان نهایت اختلاف است، چه واجب وجودش ضروری است، و ممتنع عدمش». امتناع و وجوب از اقسام ضرورت (عام) است. ضرورت (عام) جهت قضایا واقع می شود؛ یعنی بیان گر کیفیت نسبت محمول به موضوع است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • خوانساری، محمد، منطق صوری.• ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی.
۱. ↑ سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة، ص۲۶۰.
...

جمله سازی با ضرورت عام

💡 وقتى به عصر ((غيبت صغرى ))مى رسيم با توجه به اختفاىكامل امام (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) و غيبت او از انظار، ضرورت وجود اين سازمانبيشتر رخ مى نمايد، چرا كه تنها راه ارتباطى شيعه با امام(عجل الله تعالى فرجه الشريف )، سفرا و وكلا بودند. در اين عصر، وكلا و سفراىخاص و عام امام (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) به عنوان تنها مرجع براى شيعه درمشكلات سياسى، فكرى، اجتماعى، اقتصادى و دينى بودند. همين طور در عصر بعضى ازائمه عليهم السلام؛ مثل امام كاظم عليه السلام يا دو امام عسكرى عليهم السلام - كه شيعهدسترسى كمترى به آنان داشت - وكلا مرجع مطمئنى براى شيعيان بودند.

💡 امام على (ع ) در تبيين محدوديت توانمندى مديران و ضرورت پرداختن به كارهاى اساسى، و رعايت كردن اصل عام و فراگير تقدم اهم بر مهم مى فرمايد: