لغت نامه دهخدا
ضرب خانه. [ ض َن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ضرابخانه. میخکده. دارالضرب.
ضرب خانه. [ ض َن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ضرابخانه. میخکده. دارالضرب.
( اسم ) ضرابخانه دار الضرب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «فتنهای به پا میشود و به دنبال آن فتنهای دیگر برمیخیزد. فتنه اولی در مقایسه با دومی همانند تازیانه خوردن است در مقایسه با ضربات لبه تیز شمشیر! سپس فتنهای پدید میآید که همه محرمات در آن حلال شمرده شود! آنگاه خلافت به بهترین مردم روی زمین میرسد، در حالی که او در خانهاش نشسته باشد.»
💡 این گروه فوروتا را به مدت ۴۰ روز در اقامتگاه میناتو اسیر نگه داشتند و در آنجا بارها او را مورد ضرب و شتم، تجاوز و شکنجه قرار دادند. آنها همچنین مردان و پسران نوجوان دیگر را به خانه دعوت کردند و آنها را تشویق کردند که به نوبت به او تجاوز کنند.
💡 جهانگير ميرزا هم در تاريخ خود آورده است كه گريبايدوف زناناهل اسلام را به زور و با حالتى توام با ضرب و جرح به خانه خود برده، شبهانگهدارى مى كرد، كه اين اعمال او در نظر اهل اسلام ناپسند آمد.(1038)
💡 سازمان چریکهای فدایی در اردیبهشت ۱۳۵۵ ضربات شدیدی را متحمل شد. حدود ۴۰ چریک شهری کشتهشدند و خانههای تیمی زیادی در شهرهای ایران مورد حملهٔ ساواک قرار گرفتند. با این وجود حمید اشرف، بهعنوان رهبر سازمان توانستهبود از چند درگیری و محاصره بگریزد.