صوفی شیرازی
لغت نامه دهخدا
صوفی شیرازی. [ فی ِ ] ( اِخ ) نصرآبادی نویسد: اصلش کرمانی است. اما در شیراز بسیار بود.لطیف طبع است. خصوصاً در ترتیب رباعی طبعش کمال لطف دارد. در کرمان از بام افتاده، فوت شد. از او است:
صوفی هر کس که مرد انصاف بود
خوبست که عنقا شده در قاف بود
ابدال درین ره از نمد هم بگذر
بگذشت چو باده از نمد صاف بود.( تذکره نصرآبادی ص 312 ).
فرهنگ فارسی
نصر آبادی نویسد اصلش کرمانیست
جمله سازی با صوفی شیرازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ علینقی و دیگر اقطاب پس از وی، همواره مورد احترام مردم، بهویژه مردم خطهی فارس و شهر شیراز بودهاند. چنانکه سید قطبالدین و بسیاری از اقطاب پس از او، تولیت آستان شاهچراغ را بر عهده داشته و دودمان زندیه، بهویژه کریمخان، با وی و خلفش آقا محمد هاشم شیرازی ( 1109-1199) با احترام تمام رفتار کردهاند. اگرچه در عصر شیخ، در فارس نیز ضدیت با صوفیان قوت یافته بود، اما بهدلیل آنکه طریقه ذهبیه برخلاف طریقه نعمهاللهی، جریان ملایم و مستمری بود که از چندین نسل قبل در درون کشور آغاز و ادامه یافته بود و اقطاب آن همواره خود را در جادهی شریعت راسخ نشان داده و در این ایام نیز در نهایت احتیاط سلوک میکردند، تهدید زیادی متوجه مشایخ و پیروان آنان نشد. راز شیرازی در مفاخرالاخیار و مناقبالابرار آورده است: