صف فزاینده
مترادفها
صف رو به رشد، صف در حال گسترش
متضادها
صف کاهنده
فرهنگستان زبان و ادب
{persistent queue} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] صفی که ورود به آن بیشتر از خروج از آن است و درنتیجه به تدریج طول آن افزایش می یابد
ویکی واژه
صفی که ورود به آن بیشتر از خروج از آن است و درنتیجه بهتدریج طول آن افزایش مییابد.
جمله سازی با صف فزاینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرمانروایی ساسانیان میتواند با سه ویژگی بزرگ توصیف شود؛ یکی روابط تنگاتنگ آن با مزدیسنا، یکی موضع ملیگرایانه و دیگری گرایش فزاینده به تمرکزگرایی است.
💡 گرچه هدف از خودزنی، خودکشی نیست، اما بین خود آسیبی و خودکشی ارتباط پیچیدهای وجود دارد. خود آسیبی به عنوان رفتار خودخواهانه، بهطور بالقوه تهدید مرگ را درخود دارد. همچنین خطر فزاینده خودکشی در افرادی که به خود آسیبی مبتلا هستند وجود دارد؛ و ۴۰ تا ۶۰ درصد خودکشیها، ناشی از خود آسیبی بودهاست.
💡 دولت شاه جهان باد فزاینده نشاط کاین فروغیست که بر خلق ضیاگستر ازوست
💡 اکما اسکریپت بهطور معمول برای اسکریپ نویسی سمت کلاینت در وب جهان گستر و بهطور فزایندهای برای نوشتن برنامههای سرور و سرویسهایی که از نود جیاس استفاده میکنند، استفاده میشود.
💡 با اعلام خبر تخفیفهای ویژه در فروشگاه بزرگ شهر، صف فزایندهای از مشتریان مشتاق در مقابل درهای ورودی تشکیل شده بود.
💡 در روزهای پایانی ثبتنام برای آزمون ورودی، صف فزایندهای از دانشآموزان در مقابل مراکز ثبتنام مشاهده میشد که نشان از اهمیت آن داشت.
💡 مشاهده صف فزاینده مردم در انتظار دریافت کمکهای امدادی، نشاندهنده شدت بحران و نیاز مبرم جامعه به حمایتهای فوری و گسترده بود.