لغت نامه دهخدا
صف خاصه. [ ص َف ْ ف ِ خاص ْ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خیل پیغمبران و انبیاصلوات اﷲ علیهم اجمعین باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ).
صف خاصه. [ ص َف ْ ف ِ خاص ْ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خیل پیغمبران و انبیاصلوات اﷲ علیهم اجمعین باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ).
کنایه از خیل پیغمبران و انبیائ صلوات الله علیهم اجمین باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واقعيّت اين است كه اگر پاره اى از امور را هم نسبى بدانيملااقل بايد معتقد باشيم كه اصولى چند از خاصه اطلاق برخوردارند و آنها كه با ايناصول پيوند گرفته اند شخصيّتهايى ابدى و جاودانى هستند.
💡 کی دید اثیر از تو وفا، خاصه که امروز در قالب عالم ز وفا هیچ رمق نیست
💡 مشخصهٔ نظام سلطنتی فرانسه در قرن ۱۸، خاصه سلطنت لوئی پانزدهم و لوئی شانزدهم، تنش میان دربار و نخبگان ممتاز به خصوص پارلمانها بود.
💡 حبس می ظلمست در خم خاصه در فصل بهار جرعهای در ده از آن بحر فلاطون انتساب
💡 و از احكام خاصه آب دادن اين است كه جگر تشنه را سيراب كردن اجر دارد.
💡 پای سرو از قد رعنای تو در گل می رفت خاصه آنوقت که بر طرف گلستان بودی