صرفه جوئی کردن

لغت نامه دهخدا

صرفه جوئی کردن. [ ص َ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرج به اندازه کردن.اقتصاد. رجوع به صرفه جوئی و صرفه نگاه داشتن شود.

جمله سازی با صرفه جوئی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مورد ارز اختصاصی برای اعزام بیماران به خارج، هیئت امنای ارزی پزشکی تشکیل و بیماری هائی که در داخل امکان معالجه و درمان داشت، در داخل انجام و ارز قابل توجه آن به ورود گسترده تجهیزات پزشکی به کشور و تجهیز مراکز درمانی و بهره‌مندی از پزشکان برجسته کشور و در نهایت صرفه جوئی فراوان ارزی آنهم در زمان جنگ که حوزه پزشکی اهمیت فراوانی می‌یابد، صورت پذیرفت.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز