صادق خان سلطان

لغت نامه دهخدا

صادق خان سلطان. [ دِ س ُ ] ( اِخ ) وی از ایل جلالوند وعم کرمخان است. هنگامی که محمدخان زند بقصد متفق کردن ایلات وند که در گیلان و کاروان و سایر نقاط می بودند به صوب گیلان رفت، کرم خان و صادق خان با دویست سواربه نزد وی آمدند. ( مجمل التواریخ گلستانه ص 253 ).

فرهنگ فارسی

وی از ایل جلالوند و عم کرمخان است

جمله سازی با صادق خان سلطان

💡 ابتدای کشمکش بین زندیه و عثمانی در اواخر عهد کریم‌خان بر سر حمایتی بود که خان زند از ولادت کردستان عثمانی می‌کرد و چون عمرپاشا والی بغداد پاشای تحت‌الحمایهٔ ایران از کردستان معزول ساخت، کریم‌خان، علی مرادخان زند خواهرزادهٔ خویش را به کردستان فرستاد. ابتدا فتح با زندیه بود، اما چون علی مرادخان در حین جنگ در حال مستی به دست ترکان افتاد، لشکریان بی سردارش منهزم شدند. عمرپاشا از ترس کریم‌خان، علی مرادخان را روانه ایران کرد. کریم‌خان می‌خواست او را بکشد، لیکن بالاخره به شفاعت صادق خان او را بخشود.

💡 کریم خان پس از شانزده سال مبارزه دایمی توانست بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن‌خان قاجار و آزادخان افغان غلبه کند و سرزمین‌های مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. او به انگلیسی‌ها بدبین بود و معتقد بود که انگلیسی‌ها قصد دارند که ایران را نیز مانند هندوستان به یک سرزمین مستعمره تبدیل کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه‍.ق بصره را برای مدت کوتاهی از حکومت عثمانی جدا کند و به این ترتیب، نفوذ دولت ایران را بر سراسر اروندرود اعمال نماید.