لغت نامه دهخدا
( صاحب آباد ) صاحب آباد. [ ح ِ ] ( اِخ ) حمداﷲ مستوفی ذیل جغرافیای قزوین گوید: و عمربن عبدالعزیز جهت خود در آنجا عمارت عالی ساخت در محله جوسق و اکنون آن زمین را صاحب آباد خوانند. ( نزهةالقلوب ج 3 ص 58 ).
صاحب آباد. [ ح ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کاشان، 36000گزی شمال باختری کاشان، 2000گزی شوسه کاشان و قم. جلگه، معتدل. سکنه 90 تن، شیعه، فارسی زبان. آب آن از قنات، محصول غلات، پنبه، تنباکو، میوه جات. شغل زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه فرعی به شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
صاحب آباد. [ ح ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نیگنان بخش بشرویه شهرستان فردوس، 37000گزی شمال باختری بشرویه، سر راه مالرو عمومی بشرویه به نیگنان. جلگه، گرمسیر، سکنه 45 تن، شیعه، فارسی زبان. آب آن از قنات. محصول غلات، پنبه، ارزن، باغات، میوه، ابریشم، تریاک. شغل اهالی زراعت و کرباس بافی. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).