شکافه زن

لغت نامه دهخدا

شکافه زن. [ ش ِ / ش َ ف َ / ف ِ زَ ] ( نف مرکب ) کسی که شکافه بر ساز میزند و سازنده و ساززن. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). سازنده و مطرب. ( برهان ). مطرب. ( ناظم الاطباء ). زخمه زن. نوازنده ساز با مضراب:
مثال طبع مثال یکی شکافه زن است
که رود دارد بر چوب برکشیده چهار.دقیقی ( از اسدی ).فراز هر زمینی هست گویی صد نگارستان
میان هر درختی هست گویی صد شکافه زن.قطران ( فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ عمید

کسی که شکافه بر ساز می زند، نوازنده، ساززن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که شکافه بر ساز زند مطرب

جمله سازی با شکافه زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به زمینی مسطح و پهناور که بستر آن از توالی نسبتاً نازک جریان گدازه تشکیل شده و معمولاً بازالتی و ناشی از فوران شکافه‌ای است «دشت گدازه» می‌گویند.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز