لغت نامه دهخدا
شوق درست. [ ش َ / شُو دُ رُ ] ( ص مرکب ) صادق در میل و آرزو. ( ناظم الاطباء ).
شوق درست. [ ش َ / شُو دُ رُ ] ( ص مرکب ) صادق در میل و آرزو. ( ناظم الاطباء ).
صادق در میل و آرزو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سفری به فرانسه داشتم و با دیدن کتابی که ترجمهٔ نام آن «زندگی روزمره مردم فرانسه در قرن هجدهم» بود، شوق نوشتن کتابی دربارهٔ زندگی اجتماعی مردم در گذشته در من ایجاد شد. چون گمان میکردم جای مردم در تاریخ گذشتهٔ ایران خالی است؛ و عموم مورخین شرح احوال و اوصاف و اعمال سلاطین را نوشتهاند. در شروع کار و در حقیقت در همان زمان که به این موضوع فکر میکردم، از ابعاد آن تصوری درست نداشتم. اما میدانستم در منابع و کتابهای گذشتگان، به هرحال میتوان نشانههایی از مردم و زندگی آنها و حتی پوشاک و غذا و تفریحات آنها پیدا کرد. این بود که تصمیم گرفتم و شروع کردم.
💡 با این حال، پدر جونی از تصمیم پسرش حمایت نکرد، زیرا میخواست او راه او را دنبال کند و تاجر شود؛ بنابراین، پس از فارغالتحصیلی از مدرسه، جونی وارد دانشگاه مدیریت دولتی در دانشکده تجارت بینالمللی شد. درست اهنرمند، او بدون شور و شوق در آنجا تحصیل کرد.