لغت نامه دهخدا
شناس کردن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشنا کردن. معرفی کردن.
شناس کردن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشنا کردن. معرفی کردن.
آشنا کردن معرفی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که مفهوم آن روشن است «و در شطرنج و نرد و هشت پای کردن از همالان برترم.» از ایران شناسان تنها هارولد بیلی کوشش برای دریافتن این بازی به کار بسته و پیداست که به نتیجه نرسیدهاست. شطرنج و نرد شناخته شدهاست، اما هشت پای بهطور کامل شناسایی نشدهاست.