شاهرخ بن سلطان

لغت نامه دهخدا

شاهرخ بن سلطان. [ رُ خ ِ ن ِ س ُ ] ( اِخ ) فرخ بن شیخشاه بن فرخ یسار. از خاندان قدیم شروانشاهیان در گیلان که مدعی بودند نسبشان به نوشیروان میرسد. در قرن دهم این خاندان روبه انحطاط و زوال گذارده بود و آخرین عضو این دودمان شاهرخ پسر سلطان فرخ بود که در سال 946 هَ. ق. بقتل رسید. ( تاریخ ادبیات ایران ادوارد برون ج 2 ص 77 ).

فرهنگ فارسی

فرخ بن شیخشاه بن فرخ یسار از خاندان قدیم شروانشاهیان در گیلان که مدعی بوند نسبشان به نوشیروان میرسد.

جمله سازی با شاهرخ بن سلطان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفیس بن عوض در کرمان تحصیلات طبی خود را به پایان رسانید و در همین شهر به طبابت مشغول شد. مهارت و حذاقت وی در طب به زودی شهره خاص و عام گردید. در نهایت شهرت این طبیب حاذق کرمانی آن قدر عالم‌گیر شد که «اُلُغ بیک بن شاهرخ بن تیمور گورکانی»، پادشاه نامدار تیموری، وی را از کرمان به سمرقند فراخواند و او به عنوان پزشک مخصوص در دربار الغ بیگ به کار مشغول شد.

💡 و (شيخ بهائى ) فرموده كه در اين روز، سنه 796، متولد شد سلطانفاضل (ميرزا الغ بيك بن شاهرخ بن امير تيمور كورگان ) و در دهم شهر رمضان،سنه 853، بقتل رسيد.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز