شاه خال

لغت نامه دهخدا

شاه خال. ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فومن. دارای 780 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن برنج و ابریشم و چای است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

ده. از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فومن. سکنه: ۷۸٠ تن آب: رودخانه. محصول: برنج و ابریشم و چای.

جمله سازی با شاه خال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 محمود کابلی محاصره بی‌رحمانه‌ای را بر مردم اصفهان تحمیل کرد. او دستور داد همه محصولات منطقه نابود شود. از نیمه ژوئن ۱۷۲۲ اصفهان دچار قحطی شد و یاس و ناامیدی بر شهر مستولی گشت. خزانه دولت خالی شد و سربازان تنها از محل بودجه‌ای که کمپانی‌های هلندی و انگلیسی مانند هند شرقی به ضمانت جواهرات شاه می‌دادند حقوق می‌گرفتند. شاه برای چندمین بار تقاضای صلح کرد ولی محمود افغان نپذیرفت.

💡 در بسیاری از داستان‌های کلاسیک فارسی، وجود یک شاه خال بر گونه‌ی زیبارویان به عنوان نشانه‌ای از زیبایی و جذابیت توصیف شده است.

💡 آرایشگران حرفه‌ای همیشه تلاش می‌کنند تا با استفاده از تکنیک‌های خاص، جایگاه شاه خال را به گونه‌ای تنظیم کنند که چهره زیباتر به نظر برسد.

💡 او با آن شاه خال کوچک و بسیار جذاب که بر کنار لبش قرار داشت، چهره‌ای بسیار متمایز در میان تمامی دوستان خود داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران