شاخ پیدا شدن

لغت نامه دهخدا

شاخ پیدا شدن. [ پ َ / پ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کسی را، کنایه از رسوا شدن. ( امثال و حکم دهخدا ):
چون کند دعوی خیاطی کسی
افکند در پیش او شه اطلسی
که ببر این را بغلطاق فراخ
ز امتحان پیدا شود او را دو شاخ.مولوی ( از امثال و حکم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

کسیرا کنایه از سوار شدن

جمله سازی با شاخ پیدا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی شاخ پیدا کن از تخم من چو خورشید تابنده بر انجمن

زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز