سپید چشمی

لغت نامه دهخدا

سپیدچشمی. [ س َ / س ِ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) زشتی. بیحیایی و سماجت. ( آنندراج ):
علاج حرص قلمزن برشوه نتوان کرد
سپیدچشمی نرگس به توتیا نرود.محسن تأثیر ( از آنندراج ).و رجوع به سفیدچشم و سفیدچشمی شود.

فرهنگ فارسی

زشتی بیحیایی و سماجت

جمله سازی با سپید چشمی

💡 چون زلف و عارض او چشمی ندیده هرگز صبحی بدین سپیدی شامی بدان سیاهی

💡 فرق زشت و نغز از عقل آورید نی ز چشمی کز سیه گفت و سپید

💡 کرده‌ای چشمی سپید از انتظار پس سیه‌کاسه مباش و شرم دار

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز