لغت نامه دهخدا
( سپهرآیین ) سپهرآیین. [ س ِ پ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه صفت و آیین او چون سپهر بود. بلندطبع:
خسرو جلال الدین سزد دارای شروان این سزد
برجش سپهرآیین سزد دوران نو پرداخته.خاقانی.
( سپهرآیین ) سپهرآیین. [ س ِ پ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه صفت و آیین او چون سپهر بود. بلندطبع:
خسرو جلال الدین سزد دارای شروان این سزد
برجش سپهرآیین سزد دوران نو پرداخته.خاقانی.
( سپهر آیین ) آنکه صفت و آیین او چون سپهر بود بلند طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاکه در میدان بود میدان سپهر آیین بود تا که در ایوان بود ایوان بهشتآسا بود
💡 عجب مدار، که آن مهتر سپهر آیین هزار بنده فزون دارد آفتاب توان
💡 بر برون روضه هابهشت آسا در درون برجها سپهر آیین