لغت نامه دهخدا
سوی کسی گرفتن. [ ی ِ ک َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) جانب کسی گرفتن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 324 ):
فلک بی رنگ خواهد روی ما را
چه سان گیرد بمیدان سوی ما را.ملاطغرا ( از آنندراج ).
سوی کسی گرفتن. [ ی ِ ک َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) جانب کسی گرفتن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 324 ):
فلک بی رنگ خواهد روی ما را
چه سان گیرد بمیدان سوی ما را.ملاطغرا ( از آنندراج ).
جانب کسی گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری چشم از همه پوشیده بر روی کسی داری
💡 روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را؛ ز آن روز نشد مایل دل سوی کسی ما را
💡 التفاتی نکند سوی کسی چشم خوشت هر یکی را هوس آن که کجا مینگری
💡 تا نفس هست به یاد تو برآرم نفسی ناکسم گر فکنم جز تو نظر سوی کسی
💡 مانده از من نفسی میروم سوی کسی تا رهم از من و ما حسبی الله کفی
💡 تا نفس هست به روی تو برآید نفسم ور کنم بی تو نظر سوی کسی هیچ کسم