لغت نامه دهخدا
سنگربندی کردن. [ س َ گ َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگربستن.
سنگربندی کردن. [ س َ گ َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگربستن.
سنگر بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ساعت ۶:۳۰ صبح، وزیر اطلاعات خورخه رودریگز اعلام کرد که دولت مادورو شروع به پراکنده کردن نیروهای وفادار به گوایدو کردهاست. در عین حال، با سنگربندی دسترسی به کاخ میرا فلورس، را بستند و نیروهای وفادار به مادورو در آنجا گرد آمدند. نیروهای نظامی وفادار به گوایدو لباس یونیفورم آبی پوشیده بودند.
💡 در خیابان تخت طاووس مردم سنگربندی کرده و به سمت مأموران امنیتی سنگ پراکنی میکردند. در این حال مردم خانههای مجاور با شکستن موزائیکهای خانه خود و دادن آن به معترضین به آنان کمک میکردند. مردم خانههای مجاور همچینی با بیرون ریختن روزنامههای باطله خود جهت سوزاندن برای کم کردن اثر گاز اشک آوری که مأموران امنیتی استفاده کرده بودند به معترضین کمک میکردند. در این درگیری یک خودرو مربوط به پلیس تهران در ابتدای بزرگراه مدرس به آتش کشیده شد.