سرگشته کردن

لغت نامه دهخدا

سرگشته کردن. [ س َ گ َت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متحیر کردن:
ز کشته همه دشت پرپشته کرد
یلان را ز بس زخم سرگشته کرد.اسدی.

فرهنگ فارسی

متحیر کردن.

جمله سازی با سرگشته کردن

💡 وین قطرهٔ خون که زیر صد اندوه است یعنی دل سرگشته چه خواهد کردن