سرگرفته بالا

لغت نامه دهخدا

سرگرفته بالا. [ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رازان بخش زاغه شهرستان خرم آباد. دارای 180 تن سکنه. آب آن از سراب سرگرفته. محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان فرش وجاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان رازان بخش زاغه شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سرگرفته بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آدریانا بار دیگر به مواد مخدر روی می‌آورد و از جاسپر دارو می‌خرد و نوید متوجه این موضوع می‌شود. نوید تمام تلاشش را می‌کند تا این موضوع را به همه ثابت کند. جاسپر که از جانب نوید احساس خطر می‌کند او را از بالای پله‌های راهروی مدرسه به پایین می‌اندازد، نوید از حال می‌رود و در بیمارستان بستری می‌شود. نوید پس از مدتی به یاد می‌آورد که این جاسپر بوده که او را از پله‌ها به پایین هل داده است. نوید بعداً باز هم آدریانا را می‌بخشد و روابط آن دو دوباره از سرگرفته می‌شود. نوید بعداً از آدریانا می‌خواهد که مقامات مدرسه را از کارهای جاسپر مطلع کند اما آدریانا که نگران آینده تحصیلی خود است از این کار امتناع می‌کند.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز