لغت نامه دهخدا
سرکه گر. [ س ِک َ / ک ِ گ َ ] ( ص مرکب ) سرکه فروشنده. خلال. ( دهار ).
سرکه گر. [ س ِک َ / ک ِ گ َ ] ( ص مرکب ) سرکه فروشنده. خلال. ( دهار ).
سرکه فروشنده. خلال.
💡 شیخ باز پرسید: این پسر کیست و این شیشه شراب چیست؟ شیخ پاسخ داد: این پسر فرزند من است و این شیشه نیز سرکه است.
💡 زمین از سرشک ابر، هوا از نسیم گل درخت از جمال برگ، سرکه ز لاله زار
💡 سرکه بالسامیک (بالزامیکو) یک چاشنی با منشأ ایتالیایی است. این نوع سرکه معطر و دارای طعم شیرین میباشد.
💡 به زبان ژاپنی کونوشیرو نامیده میشود. این ماهی بعد از اینکه در سرکه خوابانده شد کوهادا نامیده میشود و یکی از عناصر سوشی است.
💡 ای مونس و ای جانم چندانت بپیچانم تا شهد و شکر گردی ای سرکه پرورده
💡 برای درمان گلودرد (خناق) و ورم پستان و بناگوش، ضماد ترکیبی از سرکه و آرد جو بسیار مفید است.