لغت نامه دهخدا
سرد و گرم چشیده. [ س َ دُ گ َ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مجرب. کاردیده. جهاندیده. تجربه اندوخته: نصیحت همچو من پیری افتاده، پخته، پرورده، جهاندیده، و سرد و گرم چشیده. ( گلستان سعدی ).
سرد و گرم چشیده. [ س َ دُ گ َ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مجرب. کاردیده. جهاندیده. تجربه اندوخته: نصیحت همچو من پیری افتاده، پخته، پرورده، جهاندیده، و سرد و گرم چشیده. ( گلستان سعدی ).
مجرب. کاردیده. جهاندیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بود مقدور سعد و نحس گردون خیر و شر تا بود مجبور سرد و گرم گیتی شیخ و شاب
💡 آه سرد و اشک گرم و روح زار و تن نزار رویسخت و طبعسست و جاننژند و دلنوان
💡 از ویژگیهای بارز اقلیم منطقه فریدن این است که هوای آن در زمستان بسیار سرد و پربرف و در تابستان خنک و مطبوع است.
💡 با توجه به اقلیم سرد و کوهستانی منطقه, فصل کشاورزی از میانه بهار تا آبان ماه است.
💡 نداند گرم و سرد و رعد و برق و آب و برف و نم چه در تیر و چه در قوس و چه در آبان، چه در آذر
💡 دل رفت و عمر رفت و روان رفت و بعد ازین ماییم و آه سرد و لب خشک و چشم تر