سرخ زو

لغت نامه دهخدا

سرخ زو. [ س ُ زُو ] ( اِخ ) دهی از دهستان تکمران بخش شیروان شهرستان قوچان. دارای 165 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و بنشن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

ده دهستان تکمران بخش شیروان شهرستان قوچان دارای ۱۶۵ تن سکنه آب از چشمه محصول غلات بنشن.

دانشنامه عمومی

سرخ زو یک روستا در ایران است که در بخش سرحد شهرستان شیروان در استان خراسان شمالی واقع شده است.
این روستا در دهستان تکمران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۴ نفر ( ۷۸ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با سرخ زو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرسبز باد تیل میان سرخ او، کز آن خجلت به زعفران و گلاب و شکر رسید

💡 حاجی‌آباد سرخ دک روستایی در دهستان شیرآباد بخش گوهرکوه شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 جیبوتی از سوی خاور به ورودی تنگهٔ باب المندب و کنار خلیج عدن و دریای سرخ می‌رسد.

💡 تو زر سرخ می‌گویش که او زرد است و رنجوری تو خواجه شهر می‌خوانش که او را نیست شلواری

💡 طفل مریم بر سپهر از اشگ گلگون کرده سرخ مهد خود در شام غم همرنگ طفل اشک ماست

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز