سراندر سر

واژه «سراندر سر» صفت مرکبی است که به معنای پیوسته، درهم، انبوه و تو در تو به کار می‌رود و نشان‌دهنده چیزی است که پیچیده و در هم فشرده شده باشد. این واژه معمولاً برای توصیف اجسام یا اشیایی به کار می‌رود که همچون برگ‌ها، گل‌ها یا شاخه‌ها در هم تنیده و بهم فشرده باشند. در ادبیات و شعر فارسی، «سراندر سر» برای تصویرسازی انبوهی و تراکم عناصر طبیعی مثل برگ و گل و رنگ‌های گوناگون استفاده می‌شود. این اصطلاح نشان‌دهنده ترکیبی از اجزا که با هم در هم آمیخته‌اند و به‌صورت متراکم دیده می‌شوند است. «سراندر سر» می‌تواند برای توصیف چیزهای فیزیکی یا انتزاعی به کار رود که نظم خاصی ندارند و درهم و پیچیده هستند. مثلاً شاخه‌های یک درخت یا برگ‌های جنگل که درهم و تو در تو قرار گرفته‌اند را می‌توان سراندر سر توصیف کرد. این واژه در متن‌های قدیمی و شعرهای کلاسیک فارسی برای ایجاد تصویر بصری از تراکم و انبوهی طبیعی یا مصنوعی کاربرد داشته است. همچنین این کلمه می‌تواند به معنای پیچیدگی و تنیدگی در بافت یک اثر هنری یا معماری نیز تعبیر شود.

لغت نامه دهخدا

سراندرسر. [ س َ اَ دَ س َ ]( ص مرکب ) پیوسته. درهم. انبوه. تودرتو:
چو نوبت سرسال عجم رسد برسد
ز شاخسار سراندرسر و هم اندر هم
سیاه برگ و گل و رنگ رنگ گوناگون
ز باد مشکین بر هم زنان علم بعلم.سوزنی.

فرهنگ فارسی

پیوسته در هم انبوه تو در تو

یوحی یعنی چه؟
یوحی یعنی چه؟
بلوچستان یعنی چه؟
بلوچستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز