لغت نامه دهخدا
سخت مغز.[ س َ م َ ] ( ص مرکب ) کندذهن. بی استعداد:
چو روسان سختی کش سخت مغز
فریبی بخوردند از اینگونه نغز.نظامی.
سخت مغز.[ س َ م َ ] ( ص مرکب ) کندذهن. بی استعداد:
چو روسان سختی کش سخت مغز
فریبی بخوردند از اینگونه نغز.نظامی.
کند ذهن بی استعداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیدل ز بس به سختی جاوید ساختیم مغز محیط شد چو گهر استخوان ما
💡 مکن ستم به ضعیفان که رشته بی جان ز مغز گوهر جان سخت انتقام کشید