ستیز اوری
مترادفها
ستیز، جنگ، جدال، کشاکش، نزاع
متضادها
صلح، آشتی، سازش
لغت نامه دهخدا
( ستیزآوری ) ستیزآوری. [ س ِ وَ ] ( حامص مرکب ) کینه کشی. خصومت رانی. مجادله:
ستیز آوری کار آهرمن است
ستیزه بپرخاش آبستن است.اسدی.
فرهنگ فارسی
( ستیز آوری ) کینه کشی خصومت رانی
جمله سازی با ستیز اوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ستیز آوری کار اهریمن است ستیزه به پرخاش آبستن است
💡 برخی از گروههای افراطی با استفاده از سخنرانیهای تحریکآمیز، به دنبال ستیز اوری میان پیروان مذاهب مختلف و ایجاد شکافهای عمیق در بدنه جامعه هستند.
💡 برخورد با سیاستهای ستیز اوری که با هدف ایجاد بیثباتی در مناطق مرزی انجام میشود، از اولویتهای اصلی دولت و نهادهای امنیتی منطقه محسوب میگردد.
💡 برخورد تند و ستیز اوری در جلسات هیئت مدیره شرکت، مانع از تصمیمگیریهای منطقی و پیشبرد اهداف استراتژیک سازمان در درازمدت میگردد.