فرهنگستان زبان و ادب
{cowbell} [موسیقی] نوعی زنگ برای ارکستر، مشابه زنگی که به گردن گاو یا دیگر چارپایان می بندند و معمولاً بدون آونگ است و از بیرون به آن ضربه می زنند
{cowbell} [موسیقی] نوعی زنگ برای ارکستر، مشابه زنگی که به گردن گاو یا دیگر چارپایان می بندند و معمولاً بدون آونگ است و از بیرون به آن ضربه می زنند
نوعی زنگ برای ارکستر، مشابه زنگی که به گردن گاو یا دیگر چارپایان میبندند و معمولاً بدون آونگ است و از بیرون به آن ضربه میزنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشید از کمر گرزه گاو سر به زنگی ببرد حمله چون شیر نر
💡 سال ۱۹۶۹، در سرآغاز دگرگونیهایی که گاهی موج نوی سینمای ایران مینامند و با فیلمهایی چون گاو و قیصر و آرامش در حضور دیگران و رگبار شناخته میشود، کیارستمی کمک کرد تا بخشی برای فیلمسازی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران ایجاد شود. فیلم دوازده دقیقهای نان و کوچه (۱۳۴۹)، ساختهٔ کیارستمی، سرآغاز همکاری کانون در ساخت فیلم بود. این فیلم کوتاه نئورئالیسم داستان بچه مدرسهای بیچارهای را روایت میکرد که گرفتار یک سگ شده بود. فیلم بعدی زنگ تفریح نام داشت که سال ۱۹۷۲ ساخته شد. کمکم کانون به کارگاهی مهم برای ساخت فیلمهای ایرانی تبدیل شد و نه تنها فیلمهای کیارستمی بلکه فیلمهایی چون دونده و باشو، غریبهٔ کوچک هم توسط همین کارگاه هنری ساخته شد.