زن بودگی

مترادف‌ها

زنانگی

متضادها

مرد بودگی

فرهنگستان زبان و ادب

{feminitude} [مطالعات زنان] اصطلاحی ناظر بر این که تجربۀ زن بودن مهم تر از پرداختن به تفاوت های زنان و مردان از بٌعد سیاسی است

جمله سازی با زن بودگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچنین می‌رو بدین آسودگی تا رسی در عالم گم بودگی

💡 او واقع بودگی پرتاب شده‌ای است که شرایط جبری بر او حاکم‌اند، اما کنش‌هایی استوار بر خود و «رانهٔ اخلاقی به سوی اصالت» دارد.

💡 مردانگی، مرد شدن یا داشتن ویژگی‌های مردان (به انگلیسی: Masculinity) شامل برخی خصوصیات، رفتارها و نقش‌هایی می‌شود که با مذکر بودن در ارتباط است. مرد بودگی می‌تواند به عنوان یک ساختار اجتماعی دیده شود. شواهد نشان می‌دهد که برخی رفتارهایی که مردانه تصور می‌شوند، همزمان تحت تأثیر فاکتورهای جامعه‌شناسی و زیست‌شناسی هستند.

💡 وقتی به عشق نیکوان بودم ز بودخویش گم و اکنون به خود درمانده ام خوش وقت آن گم بودگی

💡 گر ازین کم بودگی بازش دهند صنع بین گردد بسی رازش دهند

💡 مفاهیم مربوط به زن بودگی در جوامع مدرن، فراتر از جنبه‌های بیولوژیکی رفته و به تجربه‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی زنان در مواجهه با دنیا می‌پردازد.

💡 بسیاری از نویسندگان فمینیست تلاش کرده‌اند تا با بازتعریف مفهوم زن بودگی، کلیشه‌های جنسیتی قدیمی را به چالش کشیده و هویت مستقل زنان را اثبات کنند.

💡 در تحلیل‌های روان‌شناختی، بررسی ابعاد مختلف زن بودگی می‌تواند به درک بهتر نقش‌های اجتماعی و چالش‌های درونی که زنان در زندگی روزمره با آن‌ها روبرو هستند، کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران