زمین شخم خورده
مترادفها
زمین شخمزده
متضادها
زمین شخمنخورده
فرهنگستان زبان و ادب
{broken flat} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] زمینی که سراسر آن را شخم زده باشند
جمله سازی با زمین شخم خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اردوگاه در اواخر ۱۹۴۳ برچیده شد. یک خانهکشاورزی برای یک نگهبان در محل ساخته شد و زمین شخم زده شد تا شواهد نسلکشی پنهان شود. در جمهوری خلق لهستان پس از جنگ، دولت بیشتر زمینهایی که اردوگاه در آن قرار داشت را خریداری کرد و بین سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۲ یک یادبود سنگی بزرگ در آنجا ساخت. در سال ۱۹۶۴، تربلینکا در مراسمی در محل اتاقهای گاز سابق به عنوان یک بنای ملی شهادت یهودیان اعلام شد. در همان سال، اولین محاکمات آلمان در مورد جنایات مرتکب شده در تربلینکا توسط اعضای سابق اساس برگزار شد.
💡 کشاورز پس از اتمام فصل زمستان، با دقت بسیار زیادی تمام زمین شخم خورده را آماده کرد تا بذر گندم را در فصل بهار بکارد.
💡 بوی خاک مرطوب از زمین شخم خورده برمیخواست و این نشان میداد که بارانهای شب گذشته باعث آماده شدن بهتر خاک برای زراعت شده است.
💡 در فصل کاشت، تمامی زمین شخم خورده توسط تراکتورهای مدرن آماده شد تا از آسیب رسیدن به ریشههای گیاهان جدید در آینده جلوگیری شود.