لغت نامه دهخدا
زروان بزرگ. [ زَ ن ِ ب ُ زُ ]( اِخ ) به زبان پهلوی نام حضرت ابراهیم علیه السلام. ( برهان ) ( آنندراج ). یکی از نامهای حضرت ابراهیم خلیل ( ع ). ( ناظم الاطباء ). رجوع به زروان و مزدیسنا شود.
زروان بزرگ. [ زَ ن ِ ب ُ زُ ]( اِخ ) به زبان پهلوی نام حضرت ابراهیم علیه السلام. ( برهان ) ( آنندراج ). یکی از نامهای حضرت ابراهیم خلیل ( ع ). ( ناظم الاطباء ). رجوع به زروان و مزدیسنا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه بر پایهی تاریخهای مربوط به پادشاهی انوشیروان وزارت مهبود پیش از وزارت بزرگمهر فرزانه بوده است ولی فرهیخته توس این داستان را پس از وزارت بزرگمهر آورده است . از سوئی دیگر در تاریخ طبری و تاریخهای تاریخنویسان یونانی و لاتین نامی از زروان به میان نیامده است و این نیرنگبازی آذرونداد بوده که به ازمیانبرداشتن مهبود انجامیده است.
💡 این روستا از شمال غرب به روستای بیلوار، از غرب به روستای زروان از جنوب به روستای پیرکندی و از شرق به چمنزارها و مراتع بزرگ قیه قیه و کوه عظیم اولن و روستای سیه باز محدود میباشد؛ که حدود ۱۰ کیلومتر از شهر ایواغلو و ۱۳ کیلومتر از سه راه ایواوغلی فاصله دارد.