لغت نامه دهخدا
زردتیغ. [ زَ ] ( اِ مرکب ) در کلاک این نام را به «پیکنومن آکارنا» میدهند و در رضی خان تیغ شتر می گویند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زردتیغ. [ زَ ] ( اِ مرکب ) در کلاک این نام را به «پیکنومن آکارنا» میدهند و در رضی خان تیغ شتر می گویند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
در کلاک این نام را پیکنو من آکارنا میدهند و در رضی خان تیغ شتر گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل شیده از عاشقی سردشد از آن تیغ بانو رخش زرد شد
💡 بجست با رخ زرد از نهیب تیغ کبود چنانکه برگ بهاری زپیش باد خزان
💡 سپیده برد روی از چشم درد برد تیغ من سرخی از روی زرد
💡 هوا نیلگون شد چو تیغ نبرد چو رخسار بد دل زمین گشت زرد
💡 دگر روز چون آسمان گشت زرد برآهیخت خورشید تیغ نبرد