زر تلی

لغت نامه دهخدا

زر تلی. [ زَ رِ ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زر طلا را گویند. ( برهان ). زر تمام عیار. زر خالص. ( آنندراج ). زر پاک است و طلا معرب آن است. ( انجمن آرا ). زر خالص. ( ناظم الاطباء ). صحیح زر طلی و زر طلا است. ( حاشیه برهان چ معین ):
نرگس فیروزه تخت تاجی بر سر نهاد
قبه ز زر تلی پرده ز سیم مذاب.اثیرالدین اخسیکتی ( جهانگیری ).وجود مرد دانا مثال زرتلی است
که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند.سعدی ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

زر طلا زر تمام عیار

جمله سازی با زر تلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر نظاره گلزار تو، هر غنچه تلی پیش مجنون تو هر برگ گلی، صحرائی

💡 تلی کوشک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.

💡 رابرت بلیک (هنرپیشه) - باره‌تا تلی ساوالاس - کوجک (مجموعه تلویزیونی)

💡 باران آتش و سنگ به سدوم و عموره می‌بارد و همسر لوط به عقب نگاه کرده و تبدیل به تلی از نمک می‌شود.

💡 مامون به ساقی اشارتی کرد که یحیی را مست کند. ساقی اما وی را چندان نوشاند که دامن از دست بداد. در مجلس تلی گل بود.

💡 این تپه که در ۵ کیلومتری روستا قرار دارد به صورت تلی از خاک جمع شده‌است که به نظر می‌رسد یا در گذشته قلعه بوده یا اینکه خاک جمع شده مربوط به حفاری می‌باشد.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز