زر الو

لغت نامه دهخدا

( زرآلو ) زرآلو.[ زَ ] ( اِ مرکب ) زرآلود. زردآلو. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( زر آلو ) زر آلود زرد آلو

جمله سازی با زر الو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانشین سفره، اکنون قالی کرمان شده است شیشه الوان، بجای نعمت الوان شده است

💡 در جغتو علاوه از حبوبات و غله‌جات، میوه‌جات نیز وجود دارد مانند: سیب، زردآلو، الو، هلو، گیلاس، آلبالو، توت، بادام، چارمفز، سنجد، انجیر و انواع انگور.

💡 بعضى از مفسرين گفته اند: اصلا منظور از اختلاف الوان، اختلاف انواع موجودات است،چون بسيار مى شود كه كلمه (الوان ) بر انواع فواكه و انواع طعامها اطلاق مى شود،

💡 ز اکسیر قناعت می‌شمارم نعمت الوان اگر رنگین به خون گردد لب نانی که من دارم

💡 نعمت الوان دنیا پر مکرر گشته است چند روزی هم ازین شربت تو شیرین ساز کام

💡 نعمت الوان دنیا را به ما کردند عرض گوشه گیری را همین ما از میان برداشتیم

دلگشا ی یعنی چه؟
دلگشا ی یعنی چه؟
ودیعت یعنی چه؟
ودیعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز