لغت نامه دهخدا
زبر زرنگ. [ زِ رُ زِ رَ ] ( ص مرکب ) چابک و چالاک.
زبر زرنگ. [ زِ رُ زِ رَ ] ( ص مرکب ) چابک و چالاک.
چابک و چالاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حیاط کوچکی که جلو جایگاه بود وارد شدند. سرباز کشیک، که جوانکی زبر و زرنگ بود و لباسی پاکیزه و قشنگ بع تن داشت، جارو به دست از آنها استقبال کرد و به دنبالشان به راه افتاد