زبانی اصفهانی

مترادف‌ها

لهجه اصفهان

لغت نامه دهخدا

زبانی اصفهانی. [ زَ ی ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) میرزا ابوالقاسم یزدی برادر میرزا عنایت اﷲ اصفهانی. ( فرهنگ سخنوران تألیف خیام پور بنقل از ریاض الجنه زنوری ).

جمله سازی با زبانی اصفهانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فیلم هزار و یک شب با زبانی طنز، به تصویر کشیده است و سرگذشت علاء الدین است که زنده یاد ارحام صدر،با لحجه ی شیرین اصفهانی،به خوبی در این نقش ظاهر میشود.

💡 از سده یازدهم هجری سیاه‌مشقنویسی از صورت یک تمرین ساده ابتدایی به مثابه زبان و بیانی تازه مطرح شد که در سده سیزدهم به اوج رسید. زبانی که به عنوان یک هنر ناب و فارغ از دغدغه انتقال ادبی مفاهیم و فقط با ایجاد زیبایی بصری تا به امروز تداوم یافته‌است. این هنر در دوره قاجار به‌دست هنرمندانی چون میرزا غلام رضا اصفهانی و میرحسین خوشنویس قله‌های هنر را درنوردید.

💡 پیرمرد با همان لحن شیرین و زبانی اصفهانی که از کودکی شنیده بود، داستان‌های قدیمی و خاطرات دوران جوانی خود را برای ما تعریف کرد.

💡 وقتی به بازار قدیمی اصفهان رفتیم، شنیدن کلمات محلی و زبانی اصفهانی فروشندگان، حس و حال سفر و غرق شدن در فرهنگ آن شهر را داشت.

💡 او سعی می‌کرد با تقلید از زبانی اصفهانی، شوخی‌های جالبی در جمع دوستانش انجام دهد تا همه را با آن لهجه شیرین و بامزه بخنداند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران