جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تابلوی زاغیِ مونِه یکی از حدود ۱۴۰ منظرهنگاری نقاش با سوژهٔ چشماندازِ برف و یخبندان میباشد. اولین منظرهنِگاری برفی نقاش، تابلوی گاری خرید در جادهٔ برفی هانفلور[و ۱۱] میباشد که در چند نقاشیِ مجتمع در سالهای ۱۸۶۵ تا ۱۸۶۷ طرح گردید. پس از طرحِ یک سِری قابل توجه از منظره نِگاریهای برفی در همان سال که سر آغاز طرحِ دیگر یعنی تابلوی مسیرِ مزرعهٔ سن سیمئون در زمستان[و ۱۲] بود، تابلویِ زاغی که بزرگترین نقاشی از مجموعه نقاشیهایهای زمستانیِ مونِه بود در سال ۱۸۶۹ طراحی و تکمیل گردید که دنباله روِ تابلوی شِنل قرمز[و ۱۳] (۱۸۶۹–۱۸۷۱) نقاشیِ زمستانی و شناخته شدهٔ دیگرِ مونِه با مدل قرار گرفتن کامیل دانسیو میباشد.
💡 اشتعال برای به خوبی بسط دادن شخصیتها و پی گرفتن جلد نخست مورد ستایش قرار گرفت. پلین دیلر[ق] نوشت: «آخرین جملات اشتعال خواننده را در حال تکاپو و اضطراب رها میکند و اشارهای به نحوهٔ آغاز در بخش سوم نمیکند.» زاغ مقلد، واپسین رمان در این سهگانه، هم به خاطر نشان دادن مناسب خشونت، بنای جهانی جذاب و یک فانتزی عاشقانه ستوده شدهاست. نانسی نایت[ک] از بالتیمور سان میگوید: کتاب «در ظاهر شاد به پایان میرسد، اما اثرات جنگ و تلفات دلخراش، شیرین نیستند» و بدین طریق خوانندگان در مورد اثرات جنگ بر جامعه تأمل خواهند کرد.