عبارت «ز پای اندرافتاد» در فارسی به معنای ناتوان شدن، از حرکت بازماندن یا ضعیف شدن فرد در انجام کاری است. این اصطلاح ترکیبی از «پا» به معنای توانایی حرکت و «اندرافتادن» به معنای افتادن یا از دست دادن قدرت است. وقتی گفته میشود کسی «ز پای اندرافتاد»، منظور این است که فرد دیگر قادر به ادامهی فعالیت یا تلاش نیست و به علت ضعف، خستگی یا بیماری از انجام کار بازمانده است. این عبارت بار معنایی منفی و استعاری دارد و معمولاً در ادبیات فارسی برای نشان دادن ضعف جسمی، خستگی شدید یا حتی درماندگی روحی و روانی به کار میرود. در مکالمات روزمره، ممکن است برای توصیف فردی که به دلیل مشکلات جسمی یا فشار کار توانایی ادامه ندارد، استفاده شود. همچنین این عبارت میتواند استعارهای برای شکست، ناتوانی یا از دست دادن قدرت و توانایی در مواجهه با سختیها باشد. واژههایی مانند فرسوده شدن، از پای درآمدن، ناتوان شدن، ضعیف شدن و درمانده شدن هممعنی با این عبارت هستند. در متون ادبی و داستانی، «ز پای اندرافتاد» برای تصویرسازی شرایط دشوار یا بحرانهای شدید به کار میرود و حالتی از ضعف یا توقف را نشان میدهد.
ز پای اندرافتاد
لغت نامه دهخدا
ز پای اندرافتادن. [ زِ اَ دَاُ دَ ] ( مص مرکب ) از پای درآمدن. ناتوان شدن. کنایه از زبون گشتن. و رجوع به از پای اندرافتادن شود.
ز پای اندرافتاده. [ زِ اَ دَ اُ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) زبون شده. عاجزگشته. از پای درآمده، در اثر رنج بیماری، پیری و مانند آن:
من آنم ز پای اندرافتاده پیر
خدایا بفضل توام دست گیر.سعدی ( بوستان ).رجوع به از پای اندرافتاده شود.
جمله سازی با ز پای اندرافتاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو میدانی که سرمست توام من ز پای افتاده از دست توام من