ریشه کردن
مترادفها
ریشه داشتن، تثبیت شدن، استقرار یافتن
لغت نامه دهخدا
ریشه کردن. [ ش َ / ش ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) ریشه راندن. ریشه دواندن. ( از مجموعه مترادفات ص 189 ). رشد و نمو ریشه نبات. ( فرهنگ لغات عامیانه ). ریشه نهادن. ریشه دوانیدن:
خاری است غم که در دل ما ریشه کرده است
ماری است پیچ و تاب که در آشیان ماست.صائب ( از آنندراج ).|| ریشه ریشه شدن پوست در سر انگشت. ( فرهنگ لغات عامیانه ). زیادتی در کناره ناخن برآمدن و آزار دادن. || جایگیر شدن و مستحکم شدن وضع و قوام یافتن و استحکام وضع کسی یا چیزی. ( از فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ فارسی
ریشه راندن. ریشه دواندن
جمله سازی با ریشه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به تفنگدار دریایی ۴: هدف متحرک، لپرکان: ریشهها و کارآگاه خوشخوراک اشاره نمود. وی همچنین برای بازیهای ویدئویی سگهای خوابیده، دث اسپانک، جیمز باند ۰۰۷: همهچیز یا هیچچیز، جیمز باند ۰۰۷: شب جهنمی و سیمپسونها: زدن و فرار کردن موسیقی ساختهاست.
💡 از چندین سال پیش افرادی سعی در خراب کردن ریشه طایفه بزرگ راهدار میکنند و سعی در نسبت دادن این طایفه با اعراب دارند که این مورد کاملاً رد میشود چون راهدار در اصل از ایل بزرگ بختیاری و از ایرانیان اصیل میباشند.
💡 دو سال بعد، با آغاز عملیات بارباروسا و تهاجم به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱، نیروهای رده بالای آلمانی به دنبال طرح جدید یهودیستیزی هیتلر برای ریشه کن کردن یهودیان و نه صرفاً اخراج آنها شدند.
💡 یوریکوما لانگیفولیا بیشتر بهخاطر ریشههایش مورد استفاد است که این مستلزم ریشهکن کردن کل گیاه در زمان گردآوری محصول است. این امر منجر به نگرانیهایی در خصوص پایداری طولانیمدت استفاده از آن شدهاست.