لغت نامه دهخدا
روث انداختن. [ رَ / رُو اَ ت َ ] ( مص مرکب ) سرگین انداختن. روث افگندن: نقل است که تا بشر زنده بود هرگز در بغداد هیچ ستور روث نینداخته بود. ( تذکرة الاولیاء عطار ). و رجوع به روث و روث افگندن شود.
روث انداختن. [ رَ / رُو اَ ت َ ] ( مص مرکب ) سرگین انداختن. روث افگندن: نقل است که تا بشر زنده بود هرگز در بغداد هیچ ستور روث نینداخته بود. ( تذکرة الاولیاء عطار ). و رجوع به روث و روث افگندن شود.
سرگین انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نثيل: از نثل: سرگين يا پشكل انداختن، نثيل: روث: سرگين،پشكل.