واژه «رهگذر کردن» در زبان فارسی به معنای عبور کردن، گذشتن و از جایی عبور داشتن است و برای بیان عملی به کار میرود که در آن فرد یا چیزی از مسیر، مکان یا نقطهای عبور میکند. این واژه از ترکیب «رهگذر» به معنای عبورکننده یا مسیر گذر و فعل «کردن» ساخته شده و در مجموع مفهوم «عبور انجام دادن» را منتقل میکند. در کاربرد قدیمی و ادبی، این ترکیب بیشتر به صورت فعلی به کار میرفته و معنای ساده «گذشتن از جایی» را داشته است. وقتی گفته میشود کسی رهگذر کرد، منظور این است که او از مکانی عبور نمود و در آنجا توقف نکرد. این واژه در متون کهن فارسی، بهویژه در شعر و نثر کلاسیک، برای بیان حرکت و عبور انسان یا اشیا از یک مکان استفاده شده است. گاهی نیز «رهگذر کردن» علاوه بر معنای فیزیکی، به معنای گذشتن از یک حالت یا وضعیت به حالت دیگر نیز به کار میرود. در زبان امروزی، این ترکیب کمتر استفاده میشود و بیشتر واژههایی مانند «عبور کردن» یا «گذر کردن» جای آن را گرفتهاند. با این حال، در متون ادبی قدیمی همچنان این ساختار دیده میشود و بار ادبی و تاریخی دارد. این واژه نشاندهنده حرکت موقت و عدم توقف در یک مکان یا وضعیت است و بر پویایی و گذرا بودن تأکید دارد. بنابراین، «رهگذر کردن» به معنای عبور کردن و گذشتن از جایی یا حالتی است که در زبان فارسی کهن و ادبی کاربرد داشته و مفهوم حرکت و گذر را بیان میکند.
رهگذر کردن
لغت نامه دهخدا
رهگذر کردن. [ رَ گ ُ ذَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گذر کردن. ( یادداشت مؤلف ). عبور کردن. گذشتن:
هر آن کس که دانش نیابی برش
مکن رهگذرتا زیی بر درش.فردوسی.تو گفتی روی خاقانی است آن طشت
که خون دیده بر وی رهگذر کرد.خاقانی.
فرهنگ فارسی
گذر کردن. عبور کردن. گذشتن