لغت نامه دهخدا
ره نوردیدن. [ رَه ْ ن َ وَ دی دَ ] ( مص مرکب ) راه نوردیدن. ( یادداشت مؤلف ). طی طریق کردن. راه پیمودن. رجوع به راه نوردیدن و ره نورد شود.
ره نوردیدن. [ رَه ْ ن َ وَ دی دَ ] ( مص مرکب ) راه نوردیدن. ( یادداشت مؤلف ). طی طریق کردن. راه پیمودن. رجوع به راه نوردیدن و ره نورد شود.
💡 سیلابهای برخاسته از دریا قدرت ایجاد طغیانها یا در هم نوردیدن استحکامات ضد سیل مانند سیل شکنها و همچنین صاف کردن تپههای شنی یا پر کردننواحی گود زمین را دارا است؛ بنابراین در زمینهای ماورای این استحکامات ساحلی امکان سیل گرفتگی و آسیب دیدگی متصور است. عواملی مانند طوفانهای سهمگین طوفانهای برق آسا، جزر و مد بلند، پدیده سونامی یا ترکیب اینها، باعث ایجاد سیلابهای دریایی میگردند. از آنجائیکه اکثر مناطق شهری در کنار ساحل بنا شدهاند، این تهدید جدی در تمام نقاط جهان وجود دارد.
💡 سیلابهای برخاسته از دریا قدرت ایجاد طغیانها یا در هم نوردیدن استحکامات ضد سیل مانند سیل شکنها و همچنین صاف کردن تپههای شنی یا پر کردننواحی گود زمین را دارا است؛ بنابراین در زمینهای ماورای این استحکامات ساحلی امکان سیل گرفتگی و آسیب دیدگی متصور است. عواملی مانند طوفانهای سهمگین طوفانهای برق آسا، جزر و مد بلند، پدیده سونامی یا ترکیب اینها، باعث ایجاد سیلابهای دریایی میگردند. از آنجائیکه اکثر مناطق شهری در کنار ساحل بنا شدهاند، این تهدید جدی در تمام نقاط جهان وجود دارد.