لغت نامه دهخدا
رنگ زنده. [ رَ گ ِ زِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگ سبز. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
ز رنگ زنده اش فیروزه مرده
رگ کان زمرد نیش خورده.ناظم هروی ( در تعریف عصا از بهار عجم ).
رنگ زنده. [ رَ گ ِ زِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگ سبز. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
ز رنگ زنده اش فیروزه مرده
رگ کان زمرد نیش خورده.ناظم هروی ( در تعریف عصا از بهار عجم ).
رنگ سبز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارهای او در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی با تأکید بر رنگ صداها و استفاده از موسیقی الکترونیک در کنار سازهای موسیقی سنتی شناخته میشود. بعنوان مثال Nymphéa (Jardin secret III) (۱۹۸۷) برای کوارتت زهی و ابزارهای الکترونیکی زنده طراحی شده و شامل المانهای صوتی دیگری نیز میشود: موسیقیدانها کلمات شعری از آرسنی تارکفسکی را زمزمه میکنند. در نوشتن Nymphea، ساریاهو از یک تولیدکننده fractal برای ایجاد متریال استفاده کرد.